دعای فرج اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً.  امروز ۱ اسفند ۱۳۹۷ / ۱۴ جمادی الثانی ۱۴۴۰ / ۲۰ فوریه ۲۰۱۹ /
مؤسسه شمیم اخلاص
 
پیام ها
  • همانا خداوند عزّوجلّ کسی را که در میان جمع به شوخی وبذله گویی بپردازد و در کلام او فحش و ناسزا نباشد٬ دوست می دارد. «امام باقر (علیه السلام)»
مناسبت ها
  • عملیات والفجر 5 (62/11/27)
  • عملیات فتح 4 (65/11/22)
  • عملیات تحریرالقدس (62/11/21)
  • شهادت بسیجی فداکار شهید امیرعباس شکوه السادات _اروند رود (64/11/21)
  • عملیات والفجر 8 (عراق 64/11/20)
  • عملیات والفجر مقدماتی (عراق 61/11/17)
  • شهادت پاسدار فداکار شهید سید حسن رضوی _شهرک کنارک (64/11/15)
  • شهادت پاسدار فداکار شهید احمد سرمستان – والفجر 9 (64/11/15)
  • شهادت پاسدار فداکار شهید سید علی کشمیری – کربلای 5 (65/11/12)
  • شهادت پاسدار فداکار شهید مهدی قیاسی _شلمچه (65/11/2)
 
سایت جامع دفاع مقدس استان خراسان رضوی
سایت جامع فرهنگی مذهبی شهید آوینی
موسسه فرهنگی واطلاع رسانی تبیان
سایت راسخون
سایت بنیاد شهید و امور ایثارگران خراسان رضوی
 
شهید علی اصغر حسینی محراب/شهید علی اصغر حسینی محراب/مصاحبه/
 1577  :دفعات مشاهده    1392/11/10  :تاریخ
 
موضوع: شهید علی اصغر حسینی محراب

محمد صادق آل عباسیان مصاحبه شونده
همرزم شهید نسبت با شهيد
متن مصاحبه
***محراب و دلتنگی هایش***
در جریان عملیات کربلای5، و یک روز قبل از این که نیروهای شهید «محراب» وارد عمل شوند . نیمه های شب محراب مرا برای نماز شب بیدار کرد . به همراه او از سنگر خارج شده و به طرف تانکر آب رفتیم و وضو گرفتیم . هنگامی که داخل سنگر شدیم، محراب مشغول راز و نیاز با خدا شد . نماز را که تمام کرد دیدم که سر به سجده گذاشته و خواسته ای دارد . حال عجیبی به او دست داده بود. زیر لب چیزی زمزمه  می کرد. گوشهایم را تیز کردم تا ببینم چه می گوید .محراب با تمنای غریبی با خدا نجوا می کرد و            می گفت : «خدایا!در روز قیامت مرا سر افکنده و شرمنده ی ائمه (ع) مگردان. خدایا ! می خواهم هنگام شهادت با بدن پودر شده به دیدارت بشتابم.»راز و نیازش که به اتمام رسید سر از سجده برداشت و با چشمانی خیس از اشک به من نگاه کرد . صورتش را بوسیدم و گفتم : « حاج اصغر ! از خدا بخواه تا زنده بمانی ، جبهه به تو و امثال تو خیلی نیاز دارد.»آهی کشید و گفت : « نه ، دوست دارم به کاوه و امثال کاوه ملحق شوم دیگر ماندن برایم خیلی مشکل است. تنها شهادت است که به من آرامش می بخشد.» این قضیه گذشت ، تا این که مدتی بعد بالاخره خواسته اش اجابت شد و برای همیشه به گم شده ی خودش رسید .
 

نام و نام خانوادگی
رایانامه
*
کدتصویری کدداخل تصویر
 
آدرس ایمیل شما محفوظ خواهد بود
 
شعار سال 97  
 

دوراندیش باشید؛ عواقب امور را بسنجید؛ عقبه‌های خطرناکی که دارید به یاد آورید و از فشار قبر، عالم برزخ، مشکلات و شدایدی که به دنبال آن است غفلت نکنید. «امام خمینی (ره)»

 
 
97/11
 

 فهرست مطالب پورتال

 
   
   

 نظر سنجی

 
 کدام بخش از پورتال مطالب مفیدتری برای شما داشته است؟
 زندگی نامه شهدا
 وصیت نامه شهدا
 مصاحبه ها
 آرشیو سمعی و بصری
 تصاویر شهدا
 
 

 

آمار بازدیدکنندگان  
 
 بازدید کننده حاضر: 42  
 مجموع بازدید کنندگان: 654412  
   

 
 

 

 

 
   
 
طراحی پورتال و پشتیبان فنی

کلیه حقوق مطالب و تصاویر و اسناد محفوظ است. بهره‌برداری مطالب با ذکر منبع بلامانع است.

پست الکترونیکی: info@ekhlas55.com شماره تماس: 38437178-051